تبليغاتX
سلام همشهری

سلام همشهری

وب نوشت يك روزنامه نگار اردبيلي

در جشنواره تئاتر فجر، نمایش «اسب سوارها » به کارگردانی «ژانل کلود» از کشور فرانسه، در محوطه باز تئاتر شهر و در هوایی بارانی اجرا شد و با استقبال تماشاگران مواجه شد اما نکته جالب این اجرا،‌ استفاده از نام «علی دایی» برای یکی از اسب‌های نمایش بود که با واکنش‌هایی از سوی تماشاگران  در اعتراض به این نوع انتخاب رو به رو شد.

ژان لوک پرووست درباره استفاده از نام علی دایی در نمایش سوارکاران اظهار داشت: نمایش سوارکاران بین‌المللی است، اصل اثر نه فرانسه در استرالیا شکل گرفت و به زبان انگلیسی است و در هر کشوری که برای اجرا می‌رود از ایتالیا، آلمان، اسلوونی و فرانسه با آدم‌های معروف آن کشور شوخی می‌کنند، مثلا در فرانسه سارکوزی، در ایتالیا برلوسکونی در آلمان مرکل، در فرانسه با فرانک ریبری نیز شوخی می‌کنند، بنابراین چون علی دایی فردی است که همه وی را می شناسند از نام وی استفاده شده است.

آنچه که به گفته بروست مشهود است استفاده از چهره های سرشناس ورزشی و سیاسی به عنوان  شخصیت های این نمایش است. اما به نظر می رسد از سوی مشاوران جشنواره در مورد شوخی با یک چهره سیاسی و ورزشی  تا حدودی سهل انگاری شده و  و انتخاب سوژه تا حدودی با بی احترامی همراه بوده است.

علی دایی: برای مسئولان جشنواره تئاتر فجر متاسفم

علی دایی در واکنش به  بی احترامی به وی در نمایش اسب سوارها گفت: برای مسئولان جشنواره تئاتر فجر متاسفم که حرمت‌ها را حفظ نکردند.

علی دایی در گفت و گو با فارس، در خصوص بی‌احترامی که چند روز قبل در جریان نمایش یکی از تئاتر‌های جشنواره فجر به وی صورت گرفته گفت: اگر یک نفر یک روز برای مملکتش زحمت کشیده باشد در همه جای دنیا قدرش را می‌دانند و هوای زحمتش را دارند حتی اگر آن فرد چند روز یا چند ساعت زحمت کشیده باشد.

وی افزود: کسی که به خاطر کشورش در مجامع بین المللی مورد احترام است، احترامش واجب است اما متاسفانه مسئولان جشنواره تئاتر فجر به خودشان اجازه می‌دهند با نام دهه فجر به اسطوره‌ها بی‌احترامی کنند.

دایی ادامه داد: برای مسئولان این جشنواره متاسفم که اجازه می‌دهند چنین اتفاقاتی بیفتد. من اگر زحمتی برای کشورم کشیده‌ام به آن افتخار می‌کنم که ایرانی هستم اما ناراحتی‌ام از این است که چنین اتفاقی افتاده است. مردم علی دایی را می‌شناسند.

عذرخواهی دبیر جشنواره فجر از دایی

رحمت امینی، دبیر جشنواره تئاتر فجر درباره حرف ‌و حدیث‌های به وجود آمده اخیر درباره تئاتر خیابانی اسب سوارها گفت: قبل از هر چیز باید تاکید کنم که همه ما علی دایی را دوست داریم. او یک چهره شناخته شده و قابل احترام برای همه ما ایرانی‌ها است و به طور حتم این طور نیست که ما قدر زحماتی که او برای فوتبال ملی ما کشیده است را ندانیم و یا خدای نکرده بخواهیم به شخصیت او توهین کنیم.دایی برای همیشه قهرمان ملی ما ایرانی‌ها باقی خواهد ماند و همواره مورد احترام خانواده تاتر و سینما هم بوده و هست.

به گزارش گل؛ وی در واکنش به گلایه تند علی دایی از مسئولان برگزاری تئاتر فجر خاطر نشان کرد: ما به علی دایی حق می‌دهیم و گلایه‌اش را به جان می‌خریم. به هر حال همان طور که برخی رسانه‌ها در این مدت خیلی روی این موضوع تمرکز داشته‌اند همه می‌دانیم که این شوخی در یک تئاتر خیابانی اتفاق افتاده است. واقعیت ماجرا این است که بازیگر این تاتر فی‌البداهه تصمیم گرفته تماشاگران را غافلگیر کند، به همین دلیل با نام علی دایی شوخی کرده است. خود من این تاتر را از نزدیک می‌دیدم. دلخور شدم و بلافاصله بعد از اولین اجرای این گروه فرانسوی به آنها تذکر جدی دادم.

امینی با اشاره به این موضوع که همان موقع ما در حضور آن جمعیت از علی دایی عذرخواهی کردیم، خاطر نشان کرد: ما همان موقع از دایی عذر خواهی کردیم و توضیح دادیم که چون تاتررا نمی‌شود قطع کرد از ادامه کار این گروه جلوگیری نکردیم و اگر نه که بلافاصله وارد عمل می‌شدیم.

دبیر جشنواره تئاتر فجر همچنین ضمن گلایه از برخی رسانه‌ها به خاطر بزرگنمایی این اتفاق گفت: بهتر بود عذرخواهی ما هم انعکاس پیدا می‌کرد اما حالا که این اتفاق باعث شده تا آقای دایی اینگونه واکنش نشان دهند بنده به عنوان یک مقام مسئول در جشنواره تئاتر فجر صمیمانه از او به خاطر این اتفاق عذرخواهی می‌کنم و تاکید دارم از این شوخی که البته باعث دلخوری آقای دایی شده است هرگز خبر نداشتیم و به صورت فی‌البداهه مطرح شد و دیگر هم تکرار نشد.

+ نوشته شده در  جمعه 21 بهمن1390ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

نمایش « ماه مهر از سال 60 » نوشته محمد باقر نباتی مقدم در سی امین جشنواره بین المللی تئاتر فجر به روی صحنه می رود.

این نمایش که توسط گروه تئاتر تلنگر تهران و به کارگردانی علی برجی آماده شده است در بخش مهمان سی امین جشنواره بین المللی تئاتر فجر اجرا خواهد شد. نمایش ماه مهر از سال 60، آذر ماه سال جاری در سیزدهمین جشنواره تئاتر مقاومت اجرا شده و رتبه های برتر بخش های مختلف جشنواره را کسب کرده بود. در مراسم اختتامیه سیزدهمین جشنواره تئاتر مقاومت محمد باقر نباتی مقدم توانست رتبه برتر نمایش نامه نویسی را کسب کند.

نمایش مذکور با چهار عنوان برتر و برگزیده در بخش های بازیگری زن و مرد، کارگردانی و طراحی صحنه به عنوان یکی از کارهای معرفی شده به جشنواره فجر مطرح شده بود که در ارزیابی هیات انتخاب سی امین جشنواره بین المللی تئاتر فجر توانست جواز حضور در این رقابت مهم تئاتر کشور را کسب کند.

ماه مهر از سال شصت روایت روزهای حصر آبادان در دوران دفاع مقدس را از نگاه چند ارمنی ساکن در کلیسای آبادان روایت می کند.

این نمایش در استان های خراسان جنوبی و گلستان نیز در قالب فجر استانی به روی صحنه خواهد رفت.

گفتنی است از این نمایشنامه نویس؛«کلاغ در قفس» به کارگردانی توحید معصومی در جشنواره تئاتر ایثار و جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی اجرا خواهد شد. کلاغ در قفس روایتی از بمباران شهر اردبیل توسط عراق است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

فضای کار مطبوعاتی در اردبیل به شکلی درآمده که اکثر خبرنگاران ما توپ جمع کن و غیر فعال شده اند. این ادعا واهی نیست. شما کافی است نیم نگاهی به مطبوعات و جرایدی که در استان منتشر می شوند داشته باشید. چند خبرنگار یا نشریه سراغ دارید که خبر تولیدی داشته باشند. یا خبرنگارانشان خود به دنبال تولید خبر بروند. عموما اخبار را در اردبیل دو سه نفر خبرنگار فعال هستند که تولید می کنند. بقیه هم از روی دست آنها کپی می کنند.  کمتر دیده می شود که در نشریات اردبیل مطالب تولیدی داشته باشیم. مطبوعات چی ها در اردبیل چله نشین پای کامپیوترها شده اند. خبرنگار به ميان جامعه نمی رود،پای کامپیوتر می نشیندو منتظر خبری است که دیگر همکارش در خبرگزاری تولید کند.پس خبری هم از پرورش ذوق و استعداد خبرنگار در میان نیست. تازه واردها  هم از آنها  می آموزند که خبرنگاری اینچنین است.در اردبیل خبرنگار شدن آسان است  و خبرنگار ماندن سخت.
در اردبیل فصل ممیزی بین خبرنگار و بازاریاب ها نداریم. خبرنگار به نیروهای متخصصی اطلاق می شود که تخصص آنها در خبر نویسی است. بازاریاب ها هم  نیروهای متخصصی هستند که در جذب آگهی و کمک به اقتصاد نشریه فعالیت می کنند. هیچ الزامی هم نیست که یک خبرنگار در بازاریابی خبره باشد یا یک بازاریاب در فن ژورنالیسم. در کار حرفه ای مطبوعاتی این دو مقوله ای جدا از هم هستند. اما در اردبیل درست عکس این مطلب را داریم.اکثر صاحبان مطبوعات در اردبیل فرقی بین خبرنگار و بازاریاب نمی دانند. دلیل این  امر هم در نگاه غیر حرفه ای آنها به مطبوعات است.  عموما برای اکثر صاحبان مطبوعات محلی در اردبیل کار خبرنگاری چندان ارزشی ندارد. کسی برای مدیر نشریه محبوب تر است که میزان آگهی بیشتری را جذب کند. 
همان دید غلط نتیجه اش همین می شود که امروز در فضای مطبوعاتی اردبیل سایه  سنگین اش را باید تحمل کنیم. وقتی دید جذب آگهی برای یک خبرنگار اولی تر از تهیه خبر باشد فرهنگی در وی شکل می گیرد که برای کار خبرنگاری ارزشی قائل نیست. او می خواهد در این حالت به هر قیمتی که شده  گوی سبقت جذب آگهی را برباید. اخلاق حرفه ای در مسلخ اخلاق بازاریابی قربانی می شود. نشریات تبدیل به اگهی نامه هایی می شوند که  هیچ نشانی از رسالت مطبوعاتی اش ندارد و  خبرنگارها در دید مسئولان یا هر کسی که می خواهند با وی در مورد موضوعی به مصاحبه بنشیند به تبدیل به آنچه می شود که غایتش آگهی ربایی است . در این حالت خبرنگار جایگاهی در دید مسئولان هم ندارد. آنها به خبرنگار یا به دید ابزاری نگاه می کنند یا ترحم. در حالی که این نه خبرنگاری است نه بازاریابی. باید قبول کنیم که  این مورد به معضلی در مطبوعات اردبیل تبدیل شده که گره اولش به دست مدیران مطبوعات استان باز می شود.
گاه می گویند ریشه مشکل در آموزش است و توپ را به میدان آموزش می اندازند. قبول! آموزش می تواند در بسیاری از موارد کارگشا باشد. خرداد و تیرماه سالجاری یک دوره کلاس آموزش خبرنگاری و در سطح خوبی برگزار شد. با این حال تفاوتی در کار مطبوعاتی های اردبیل حاصل نشد.
هنوز هم بسیاری از همکاران  ما در مطبوعات محلی مبتدی ترین اصول روزنامه نگاری را رعایت نمی کنند. این امر می تواند ریشه در ورود فله ای به مطبوعات داشته باشد. ورود به مطبوعات خیلی آسان شده است. متاسفانه فیلتری برای خبرنگار شدن در اردبیل وجود ندارد. اغلب نشریات اردبیل در فضایی غیر حرفه ای کار می کنند. بعضی از آنها که عملا به آگهی نامه تبدیل شده اند . خبرنگار حرفه ای ندارند.  خبرنگارهایشان هم همان بازاریاب های تازه کاری هستند که اغلب  با فضای کار مطبوعاتی غریبه اند. ساختار نیروی انسانی موجود در بسیاری از نشریات محلی غیر حرفه‌ای است بنابراین مطبوعات خیلی دغدغه جذب نیروی انسانی حرفه‌ای ندارند. در این حالت دغدغه آنها در جذب بازاریاب و جذب آگهی متمرکز می شود. به این دلیل که کادر مدیریت تحریریه های مطبوعات غیر حرفه‌ای و غیر تخصصی است. و دیدگاه اقتصادی در مطبوعات محلی اردبیل دیدگاه غالب و اولی تر است.

****
اگر حرکت در مسیر روزنامه نگاری حرفه ای نباشد، اصلاحات، تغییرات و تحولات مقطعی، نارسا و کوتاه مدت خواهد بود. این مهم مجموعه ای از شرایط را می طلبد. مانند تضمین های حقوقی و قانونی لازم برای تامین استقلال حرفه ای، فیلتر ورودی به مطبوعات، امنیت شغلی روزنگار و معیشت وی، وجود یک نهاد صنفی قدرتمند، تامین بسترها و شرایطی که روزنامه‌نگاری حرفه‌ای بتواند در آن  بتواند خروجی قابل قبول داشته باشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مرداد1390ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

آیا با بودجه 850 میلیارد ریالی می توان برنامه هایی با برآورد هزینه سه هزار میلیارد ریالی را عملیاتی کرد؟ این پرسش در حالی مطرح می‌شود که تقریبا سه ماه پیش لایحه بودجه شهرداری اردبیل در سال 90 «تقدیم» شورای اسلامی این شهر شد. واکنش اعضای شورا به کسری بودجه ازهمان روز کلید خورد. شورای اسلامی شهر اردبیل بر این باور است که «بودجه شهرداری اردبیل پاسخگوی نیازها نیست و شهرداری را برای انجام وظایف اولیه با مشکلات عدیده ای مواجه خواهدکرد.» آنچه در مراسم معارفه صدیف بدر در قامت شهردار جدید و  تودیع اکبر نیکزاد در کسوت شهردار سابق نیز مورد تاکید قرار گرفت. رییس و نایب رییس شورای اسلامی شهر اردبیل در این باور هستند که اعتبارات فعلی با عرصه وسيع خدمتگزاري و خدمات‌رساني همخوانی ندارد و با توجه به محدودیت منابع درآمدی «چنگی به دل» نمی‌زند.

آرزوهای شهری

رئیس شورای شهر اردبیل معتقد است که بودجه کنونی شورا و شهرداری اردبیل جوابگوی نیازها و مطالبات شهروندان این شهر نیست. وی می‌گوید: انتظارات حقيقي مردم بالاست، اما در عرصه تصميم‌گيري به دليل اعتبارات اندك با تنگنا‌هايي مواجه هستيم كه بهتر است تدبيري در اين زمينه انديشيده شود. به گفته سرداری، عدم بودجه کافی شهرداری اردبیل را برای انجام وظایف اولیه با مشکلات عدیده‌ای مواجه کرده است.

وی به بدهي300 ميليارد ریالی شهرداري اردبيل به پيمانكاران اشاره می‌کند و آنرا به يك خلا عظيم در خدمات‌رساني شهري تعبیر می‌کند، و می‌گوید: اين كم و كسري‌ها سبب شده تا در اجراي برنامه‌هاي توسعه‌اي با وقفه مواجه شويم چرا كه در توان پيمانكاران ما اجراي پروژه‌هاي ميلياردي با سرمايه اوليه آورده وجود ندارد.

سرداری به بودجه دیگر شهرهای بزرگ اشاره می کند و معتقد است که اگر نیمی از آن اعتبارها به اردبیل اختصاص داشت، بی شک این شهر توسعه مضاعفی می‌یافت. وی با اشاره به بودجه چند 100 ميليارد توماني شهرداري تبريز، می گوید: بودجه عمراني تبريز 12.5 برابر اردبيل است در حالي كه شهرداري اردبيل در سال‌هاي اخير در جذب اعتبارات دولتي نتوانسته است به رقم قابل قبول دست پيدا كند. وسعت تبريز قطعاً 12.5 برابر اردبيل نيست و خدمات ارائه شده نيز به همين ميزان نمي‌تواند باشد، بلكه جذب اعتبارات دولتي به شهرداري تبريز در سايه تلاش مسئولان، نمايندگان مجلس و شهردار محقق شده و سبب شده اين شهر در مسير توسعه واقعي قرار گيرد. سرداری بر این باور است اردبيل بايد همپا و همسو با كلان‌شهرهاي ديگر توسعه و پيشرفت پيدا كند. این درحالی است که سمفونی توسعه خدمات شهری در اردبیل خواب آور و غیر ریتمیک نواخته می‌شود.

چنگی به نمی زند

بودجه سال 90 شهرداري اردبیل چنگي به دل نمي‌زند.جواد زنجاني؛ نایب رییس شورای اسلامی شهر اردبیل بر این باور است که محدوديت منابع مالي و روند عمران و آباداني به گونه‌اي است كه در صورت ادامه سياست فعلي دولت، شهر اردبيل با مشكلات جدي مواجه شده و با برآورد هزينه 300 ميليارد توماني در اداره اين شهر با 85 ميليارد تومان بودجه شهرداري نمي‌توان كار عمده‌اي را انجام داد و جوابگوی نیازمندی ها و مطالبات مردم بود.

وی تغییرهای مدیریتی و نگرش های متاثر از آن را فرصت سوزی در حوزه عمران و آبادانی می‌داند. زنجانی معتقد است كه نگرش استاندار قبلي به حوزه عمران و آباداني شهرها بارقه اميد در دل‌ها را زنده كرده بود و به صورت عملي از برنامه‌هاي شهرداري و شورا حمايت كرده و تامين اعتبار آن را برعهده داشتند. اما با توجه به تغييرات مديريتي و گرايش‌هاي سياسي در دو سه سال اخير در مديريت كلان استان فعاليت عمراني و خدماتي امروز تقريبا بدون متولي است.

زنجاني نسبت به اجراي برنامه‌هاي عمراني با توجه به تغيير مديريت در شهرداري امیدوار نیست. وی می‌گوید: با اين ركود اقتصادي عمران و آباداني شهر به صورت گسترده اميدوار نيستيم ولي اعضای شورا تمام توان خود را به كار گرفته تا از فرصت‌ها حداكثر استفاده را بكنند.

به نظر می رسد روند عمران و آباداني شهرداري‌ با توجه به محدوديت منابع مالي مشكل و معضل‌آفرين باشد. نایب رییس شورای اسلامی شهر اردبیل در این باره می‌گوید: در صورت تداوم وضعيت فعلي كه شهرداري‌ها تنها به منابع ناپايدار و تراكم فروشي وابسته هستند آباداني و عمران شهرها نگران‌كننده است و به غير از چند شهر انگشت شمار ديگر شهرها با چالش و بحران جدي مواجه هستند.

زنجاني به آرزوهایی اشاره می‌کند که در سایه توجه جدی به شهرداری ها محقق می‌شود. به گفته وی تحولات زيست ‌محيطي، زيباسازي، توسعه فضاهاي گردشگري و توريستي در توجه جدي به شهرداري‌ها جامع عمل می‌پوشد نه با بودجه 85 ميليارد توماني که هرگز نمي‌توان با آن جوابگوي نيازمندي‌ها و مطالبه مردم بود.

پی نوشت: این گزارش در شماره 375 آوای اردبیل منتشر شد

+ نوشته شده در  شنبه 21 خرداد1390ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

در چند سال گذشته شاهد جهش های قابل توجه در علم روباتیک بوده‌ایم. همین؛ فضا را برای فعالیت گروههای روباتیک در رده های مختلف فراخ تر می کند. به اعتقاد کارشناسان مسابقات روباتیک دانش‌آموزی را می‌توان جذاب‌ترین شاخه از مسابقات روباتیک و دانش‌آموزی در کشور دانست. فرصت هایی که به واسطه این مسابقات فراهم می شود در حقیقت زمینه ساز بروز و شکوفایی استعدادهای دانش آموزی در حوزه روباتیک است. آنچه که می تواند نویدگر  آینده روشن و درخشان علم روباتیک باشد.

نخبه روبو

سال 84 اولین تیم روباتیک دانش آموزی در مدرسه نخبگان اردبیل شکل گرفت. این تیم با شرکت در مسابقات سراسری روباتیک در مشهد توانست به رتبه هفتم کشوری دست یابد. برای تجربه اول ، این موفقیت خوبی بود. اما تابستان 87 را باید نقطه عطفی در فعالیت های روباتیک دانش آموزی استان اردبیل دانست. هر چند که قبل از آن یکسری فعالیت ها از سوی دانش آموزان در ساخت روبات انجام گرفته بود، اما خروجی چندان محسوسی نداشت. مدرسه  غیر دولتی نخبگان اردبیل با شناسایی دانش آموزان مستعد و علاقه مند به روباتیک پیشگام فعالیتی نظام مند در علم روباتیک بود. نخبگان گام اول را علمی و کلاسیک شروع کرد. از بین دانش آموزان علاقه مند سه گروه پنج نفره شکل گرفت. مدرسه برای هدایت فعالیت های خودانگیخته اعضای گروه، یک مربی را به صورت تمام وقت در اختیار گروه قرار می دهد. مسعود حسین زاده؛ مربی گروه روبایتیک مدرسه نخبگان می گوید: بچه ها استعداد روباتیکی خوبی داشتند و خیلی زود با تعاریف و مبانی  آشنا شدند. البته مدرسه هم امکانات خوبی در اختیار گروه قرار داده بودکه این خیلی به  فعالیت های گروه کمک می کرد.

در دی ماه 88 گروه روباتیک مدرسه نبخگان برای شرکت در مسابقات کانون مخترعین ایران راهی مشهد می شود. به گفته اعضای گروه مسابقات یک گام فراتر از سطح دانش آموزی بود. میثم سمیعی نژاد؛ عضو گروه اعزامی به این مسابقات می گوید: در این دوره از مسابقات روباتیک، بیشتر شرکت‌کنندگان با توجه به هوش و استعداد روبات هایی را طراحی کرده‌اند که در سطح بسیار بالایی بودند و این کار را برای ما سخت می کرد.

 میلاد الفبایی و مهران شاه علی نیا هم نظری موافق با میثم دارند. به گفته آنها سطح بالای مسابقات و رقابت فشرده بین شرکت کنندگان در حقیقت انگیزه ای بود برای گروه تا بتوانیم تمام توانمندی هایمان را به نمایش بگذاریم. تلاش های گروه اعزامی مدرسه نخبگان به مسابقات کانون مخترعین مشهد نتیجه داد و دانش آموزان اردبیلی در سکوی اول مسابقات تعقیب خط دانش آموزی قرار گرفتند. همین موفقیت انگیزشی مضاعف در  مسئولان مجتمع آموزشی نخبگان و گروه روباتیک بود تا در مسابقات دیگر هم به تکرار موفقیت ها بیاندیشند.

همین طور هم می شود. گروه رباتیک مدرسه نخبگان در مسابقات سراسری «نادکاپ» دانش آموزشی مقام اول را در رشته تعقیب خط  کسب می کند. این حضور موفق در دیگر مسابقات کشوری و منطقه ای با  کسب عناوین دیگر تکرار می شود و مدرسه نخبگان به قطب فعالیت های روباتیک دانش آموزی در اردبیل تبدیل می شود.

آینده روشن

حضور موفق دانش آموزان مدرسه نخبگان در مسابقات روبایتک کشوری و منطقه ای آنها را به این سمت سوق داده است تا  امسال برای حضور در جشنواره دانش آموزی خوارزمی طرح های خوبی برای ارائه داشته باشند. میثم سمیعی نژاد عضو گروه می گوید: خوارزمی در حقیقت بهار جشنواره های دانش آموزی است. حضور موفق در آنجا دستاورد بزرگی برای استان اردبیل می تواند باشد و ما با توجه به طرحی که داریم به موفقیت در این جشنواره یقین داریم.

 مهران هم می گوید: مدرسه حمایت بسیار خوبی از ما دارد. آقای عیسی زاده امکانات خوبی در اختیار گروه قرار می دهد، گروه هم تلاش همه جانبه ای دارد تا حضوری موفق در جشنواره ها داشته باشد. مهران ادامه می دهد: برای جشنواره خوارزمی امسال طرح بسیار نویی را داریم که نیاز به حمایت دارد.  میلاد حرفهای مهران را تکمیل می کند و می گوید: ما برای عملیاتی کردن طرحی که برای خوارزمی امسال مد نظر گرفته ایم حمایت آموزش و پرورش استان را می طلبیم.

به گفته سرپرست گروه حمایت مشروط برای عملیاتی کردن طرحی که بچه ها مد نظر دارند با توجه به سابقه درخشان و موفقیت ها گروه روباتیک نخبگان در مسابقات مختلف، در حقیقت یک جفا در حق گروه است.

 میلاد هم می گوید: اگر حمایت ها به همین منوال پیش برود امکان ادامه دادن بسیار سخت می شود .

به باور سرپرست گروه روباتیک مدرسه نخبگان، چنانچه فرصت‌های خوبی در اختیار دانش آموزان مستعد در علم روباتیک قرار گیرد و از برگزیدگان و نخبگان در رده سنی دانش‌آموزی حمایت‌های لازم انجام شود، می‌توان امیدوار بود که آینده علم روباتیک در روشن و درخشان خواهد بود.

 اما در غیر این صورت چنانچه به این دستاوردهای علمی دانش آموزی صرفا نگاهی مسابقه‌ای و جشنواره‌ای داشته باشیم، نه‌تنها افقی روشن از علم روباتیک نخواهیم داشت بلکه با پیشرفت تکنولوژی روزبه‌روز هم از علوم جدید در عرصه روباتیک عقب می‌مانیم.

بنابر اظهارات حسین زاده، نبود یک منبع آموزشی مناسب، به‌دلیل سرعت تغییرشدید در زمینه نرم‏افزار و سخت‏افزار این رشته، کار را سخت‌‏تر می‌کند.

نخبگان در نخبگان

روباتیک بخشی از فعالیت های جنبی دانش آموزان مدرسه غیردولتی نخبگان است. موفقیت های دانش آموزان این مدرسه محدود به رشته و زمینه خاصی نیست. شاید می توان گفته که گفتگو با تیم روباتیک این مدرسه فتح بابی بود برای آشنایی با  مدرسه ای غیردولتی که به نظر می رسد یک گام جلوتر از دیگر مدارس اردبیل حرکت می کند.

عیسی عیسی زاده نظیف؛ دبیر ریاضی در سال 80 مدارس غیردولتی نخبگان را تاسیس کرد. در آن زمان نخبگان تنها مدرسه غیردولتی در استان بود که برای جذب دانش آموز آزمون ورودی داشت. چیزی که تا آن زمان در مداس غیردولتی استان سابقه نداشت. نخبگان برای آزمونش شرط هم داشت. دانش آموزان برای شرکت در آزمون ورودی مقطع اول دبیرستان باید معدل 17 به بالا می داشتند.این معدل در سال تحصیلی 88-87 به 19ارتقا یافت. نخبگان با جذب دانش آموزان از این طریق در گام اول نشان داد که متفاوت با دیگر مدارس استان عمل خواهدکرد. تجربه 10 سال حضور موفق این مدرسه حکایت از این ادعا دارد.

نخبگان در حال حاضر با بیش از 600 دانش آموز در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان از مدارس ممتاز شمالغرب کشور به شمار می رود. در آزمون کنکور سال گذشته دانش آموزان نخبگان 100 درصد قبولی داشتند. چیزی که خیلی کم در مدرسه ای می تواند اتفاق بیافتد. مدیر عامل موسسه آموزشی و فرهنگی نخبگان؛ این نوع موفقیت را ماحصل تلاش مجموعه نخبگان و بهره مندی از شیوه های متفاوت و به روز آموزشی می داند.

وی از ایده هایی سخن می گوید که معقتد است لازمه تحول در مدارس خصوصی می تواند باشد. عیسی زاده می گوید: نوع تفکری و برنامه ای که در مدرسه نخبگان وجود دارد برگرفته از ایده هایی است که می خواهیم با آنها  تحصیل دانش آموزان با حرکت در ابعاد طولی و عرضی توامان باشد.

به گفته وی در مدارس نخبگان دانش‌آموز هوشمند، با صرف وقت بر روي موضوعات به ‌شكل مستمر، منابع و قابليت‌هاي اجرايي خود را توسعه و تغيير مي‌دهد. به اعتقاد عیسی زاده؛ اين نكته‌اي است كه به مسئولان مدرسه اجازه مي‌دهد تا با توجه به تغييرات به‌وجود آمده و افزايش سطح اطلاعات دانش‌آموزان، برنامه ریزی داشته باشند.

در مدارس نخبگان آموزش بر اساس تعليمات و پرورش هاي بنياني است. حضور دانش آموزان ما در مسابقات و جشنواره های علمی بسترساز توسعه علمی است. این بخشی از برنامه ماست. عیسی زاده با تاکید بر این گفته، می افزاید:  به همين جهت شاخص هاي جدي و ويژه اي براي دانش آموزان مقاطع مختلف در بعد علمي و تخصصي مطابق استانداردهاي روز مطرح است. وی ادامه می دهد: البته تحقق چنین چیزی انرژی زیادی از مجموعه می گیرد. اما چون هدفی که از راه اندازی نخبگان در پی اش بودیم هدف مقدسی است، خستگی در نخبگان مفهومی ندارد.

عیسی زاده به مشکلی اشاره دارد که می توان گفت همیشه در اردبیل نمود داشته است. آنچه که می تواند ریشه در ساختار فرهنگی داشته باشد. به گفته وی بزرگترین مشکل نخبگان در این است که از زمان اردبیل جلوتر حرکت می کند. این دردر بزرگی است که از زمان اردبیل چندگام جلوتر باشی.

.....

پی نوشت: این گزارش در شماره 373 آوای اردبیل منتشر شد

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اردیبهشت1390ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

هفتادوچهارمین عنوان از مجموعه «كتاب‌دانشجویی» با عنوان «علی شریعتی» نگاهی به زندگی و مبارزات دكتر علی شریعتی از سوی انتشارات میراث اهل قلم منتشر شد.

بخشي از اين مجموعه اخصصاص دارد به  خرده هايي كه در خصوص  نوع پوشش زناني كه در سخنراني هاي شريعتي حضور داشتند.  مثل همين مورد؛
وقتی سخنرانی بود همه می‌آمدند، نمی‌شد جلودارشان شد، با حجاب و بی‌حجاب، ‌آنوقت مخالفین خرده می‌گرفتند كه: چرا عده‌ای دختر با مینی‌ژوپ می‌آیند پای سخنرانی‌تان؟!
دكتر هم جواب زیركانه‌ای می‌داد:
ـ آخه اونا بد میان، شما چرا نگاه می‌كنین؟
آن روز هم یكی رو به دكتر ایستاد و گفت: «آقا، شما نمی‌خوای هیچ‌كاری بكنی؟! یه عده نسوان جلوی در جمع شدن، با یك وضع بدی!»
دكتر پرسید: یعنی باز هم یكی بی‌حجاب آمده؟
ـ نه آقا! ولی زیر چادرش دامن پوشیده!
دكتر خندید و در حالی كه زیر چشمی نگاهش می‌كرد، گفت:
ـ مومن! زیر چادر دامن پوشیدن منكر است یا از توی جمعیت زیر چادر مردم رو دید زدن!؟
پي نوشت:
اين آدرس را هم بخوانيد.

+ نوشته شده در  جمعه 6 اسفند1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

نام و اثر آن كس جاويد مي ماند، با افتخار و شرف ابدي در جريده عالم ثبت است كه كاري بزرگ و سترگ ، در حد به جاودانه پيوستن انجام داده است. با قدمهاي مطمئن و استواري بي مانند خويش، در راه حق كوشيده و همه عمر را به فرمان خالق يكتا، وقف خدمت و ارشاد و سرانجام رهايي مخلوق كرده است.
ياد آوازه چنين كس با ترانه جاويد و حيات همنواست. و چنين كس كه در تاريخ حيات بشر مانندش ديده نشده «محمد»(ص) پيامبر گرامي است است كه از ولادت تا بعثت و از بعثت تا هجرت و از هجرت تا رحلت وجود عزيز و نازنينش با خير و بركت و لطف و رافت همراه بوده و با نور هدايتش بني نوع انسان را به راه رهايي و سعادت و سعادت ابدي راهنمايي كرده است.
بخشي از پيشگفتار كتاب «محمد پيغمبري كه از نو باشد شناخت»نوشته ويرژيل گئورگيو و ترجمه ذبيح الله منصوري.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 اسفند1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

طراحي مدرن شهري، مبلمان شهري، زيباسازي شهري. آنچه كه در ژانر ارتقاء کیفی سیما و منظر شهری شكل مي گيرد.

كارشناسان منظر شهري، مبلمان شهری را حلقه مفقوده شهرداریها در ارتباط با شهروندان مي دانند. آنچه كه به نظر مي رسد در حركتي «براوني وار» پيش مي رود. از طرفي اولین چیزی که شهروند در شهر با آن ارتباط بر قرار می سازد و بصورت بی وقفه وی را تحت تاثیر قرار می دهد؛ منظر شهری است. امري كه در دهه جاري مورد توجه شوراي اسلامي شهر و شهرداري اردبيل هم بوده است. شهرداري كوشيده است زيبا سازي را مورد توجه قرار دهد. هر چند كه به نظر نمي رسد مبلمان شهري به عنوان اولويت اول روي ميز اجرايي مديران شهرداري باشد. اما نصب مجسمه ها، پازل كاري، تعويض دكه هاي مطبوعاتي مي تواند بيانگر اهميت زيباسازي منظر شهري و اهميت تغذيه روحي مردم از سوي شهرداري باشد. شهرداري گام اول را در سال 87 و با تعويض دكه هاي مطبوعاتي آغاز كرد. دكه هاي خوش ساخت قرمز و نقره اي رنگ از جنس كامپوزيت و pvc جايگزين دكه هاي فلزي اي و فرسوده قديمي شدند. دكه هاي جديد هم از شكل ظاهري زيبايي برخوردار بودند و هم براي كاركرد مطبوعاتي ساخته شده بودند. دكه ها شكليل و زيبا بودند و  نمودار مبلمان شهري اردبيل را  كمي به بالا سوق مي داد. هر چند كه نقش شهرداري در اين بين يك نقش نظارتي بود و هزينه هاي طرح توسط دكه داران و سرمايه گذار بخش خصوصي تامين شد.  طرحي كه در سطح كشور  براي اولين بار در مدرن سازي مبلمان شهري اجرا شد. پروژه اي كه خلاقيت بخش خصوصي در تحقق آن نقش برجسته اي داشت. شهرداري اردبيل از اجراي موفق اين طرح در زيباسازي محيط شهري ياد مي كند و آنرا نمونه اي از «مديريت بي پول» تعبير مي كند.  

.......
 پي نوشت 1: متن كامل گزارش را در ادامه مطلب بخوانيد
پي نوشت 2:  دو ماهي از فضاي وبلاگ نويسي به دور  بودم. و سلام همشهري به روز نمي شد. از دوستاني كه در اين مدت  سلام همشهري را مورد عنايت قرار مي دادند بي نهايت سپاسگذارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 بهمن1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

انسانهاي مسلمان 24 سال بعد از رحلت پيغمبر اكرم(ص) در مدينه پايتخت اسلام، بر جانشين پيغمبر و يكديگر ياغي شدند و شوريدند و آنسان جان و مال و بيت المال  مسلمين و سكنه بيگناه شهر  را غارت كردند كه 61 سال بعد  در  توحشي كه تاريخ از ان شرم دارد در كربلا با حسين كردند. چنان كه قرنها قبل از اسلام هونها با ملل ديگر كرده بودند.

كورت فريشلر در اثر ماندگار خود«عايشه بعد از پيغمبر» مي نويسد:« نه تنها اصول انسانيت و رسوم دين بلكه تمام قواعد جوانمردي  و تعصب قومي كه اعراب در درباره آن اشتهار داشتند نيز زير پا گذاشته شد.»

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آذر1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

هيجدهمين جشنواره تئاتر استاني اردبيل به كار خود پايان داد. اين جشنواره كه همزمان با بيست و دومين جشنواره تئاتر استانهاي كشور  و به ميزباني اردبيل برگزار شد، چهار روز تئاتري را براي تئاتري ها به ارمغان داشت.

 .....

اول: متن كامل گزارش را در ادامه مطلب بخوانيد
دوم: اين گزارش در شماره 367 آواي اردبيل منتشر شد.
  سوم: پوزش بابت انشتار دير هنگام اين گزارش در سلام همشهري


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آذر1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

جوانهای قدیم، حتما معرکه گیرهای خياباني پهلوانان را به ياد دارند. مرداني تنومند با سيبل هايي كلفت  و با منشي خاص كه عموما با نام مستعار پهلوان یا مرشد و با همکاری یک نوچه در میانه یک بازار بساط پهن مي كردند و با کارهای محیر العقول، جماعتی را مشغول می کردند. در نهایت هم نوچه کلاه پهلوان را در میان جماعت می چرخاند به امید اینکه«قوت لایموتی» جمع شود!

امروزه هم معرکه گیری رواج دارد. البته تغییراتی هم کرده است. پهلوان هايش هم بيشتر تغير يافته اند. اين روزها هم پهلوان ها معركه گيري مي كنند و مردم با اشتياق به آنها پول مي دهند اما اينبار نه به خاطر زور بازو، بلكه به خاطر زبان گيرايش. 

شما اگر نمايش خياباني پهلوانان را نديده باشيد، حتما وصف معركه گيري هايشان را شنيده ايد. اما مهم اين است كه پهلوانان خياباني ما چقدر پهلوان هستند.
....

روی ادامه مطلب کیلک کنید

پی نوشت: از اینکه خیلی دیر به روز شدم و در این مدت نتواستم پاسخگوی کامنت های محبت آمیز دوستان باشم پوزش می طلبم. چند روزی اسباب کشی داشتم و کمی بیشتر از حد معمول کش آمد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 آبان1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

بازار طلافروشان اردبیل در اعتراض به قانون مالیات بر ارزش افزوده تعطیل شد.قانون ماليات بر ارزش افزوده،دريافت مالياتي است سه درصدي كه بر براساس ماده 18قانون ماليات بر ارزش افزوده از مهر 89 شروع و 12 گروه جديد مانند صنف طلافروش، آهن فروش، بنگاه معاملات ملكي، دفتر اسناد، دفتر پليس + 10 و خدمات الكترونيك، نمايشگاه‌دار، هتل، متل و هتل آپارتمان زير سه ستاره، واحد تجاري 50 آمپر به بالا و برق سه فاز صنعتي، چاپخانه‌داران، سينما و تماشاخانه، مكان‌هاي ورزشي و تفريحي را شامل مي شود.

 روز آغازين اجراي اين طرح در اردبيل اعتراض صنفي طلا فروشان اين شهر در مورد نحوه اعمال سه درصد ماليات را به همراه داشت. صنف طلافروشان اردبيل از اولين روز مهرماه ترجيح دادند تا كركره هاي مغازه ها را به نشانه اعتراض بالا نبرند و بازار طلافروشان اردبيل تا چهاردهمین روز از مهر ماه بي رونق ترين بازار اردبيل شود.

 اين در حالي است كه رييس شوراي اصناف طلا فروشان اردبيل تمايلي به پاسخگويي در مورد تعطيلي 14 روزه بازار زرگران ندارد. وي در اين دو هفته ای كه از تعطيلي بازار زرگران اردبيل مي گذرد هيچ گونه تمايلي ندارد تا خود را به ميكروفن خبرنگاران نزديك كند و به تشريح دلايل تعطيلي و بازگشايي مجدد بازار بپردازد. . . .

متن كامل گزارش را در ادامه مطلب بخوانيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مهر1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

بیشتر موتوري ها از دهک‌های پایین جامعه هستند. از اقشار کم‌درآمد به حساب می‌آیند و روی آوردنشان به این وسیله پرخطر از سر ناچاری است. همين موارد گاه وادارمان می‌کند كه از دريچه ترحم قانون گريزي هاي ريز و درشت موتور سواران را ناديده بگيريم.البته گروهي نيز بر عكس، در اين دسته بندي جايي ندارند. جواناني ماجراجو هستند و موتور مركبي است كه به آن عشق مي ورزند. اينها بيشتر از گروه اول موتور سيكلت را به وسيله اي پرخطر تبديل مي كنند.

کنار هم گذاشتن گزينه هاي نقض حریم قانونی دیگر شهروندان، رشد قانون‌گریزی موتورسواران، انباشته شدن پرونده‌های مربوط به جرایم آنها در کلانتری‌ها و همچنین افزایش روزانه موتورسیکلت‌ بدون استانداردهای لازم در اردبیل، مسوولان راهنمایی و رانندگی این استان را به سمتی سوق داده تا برخوردی سختگیرانه با موتور سواران متخلف را در دستور کار داشته باشد.

هر چند که آماری وجود ندارد تا به استناد آن نقطه ای از شهر را به عنوان مرکز تردد موتور سواران در نظر بگیریم. به نظر می رسد که سهم خیابانهای منتهی به میدان امام حسین و بازار، بیشتر از سایر مناطق است. امام خمینی(ره)، آیت ا.. طالقانی، آیت ا.. کاشانی و دکتر بهشتی خیابانهایی هستند که علی رغم محدودیت و ممانعت از تردد موتور سیکلت ها بازهم هم معدن این وسیله پرخطر به حساب می آیند. کارشناسان راهنمایی و رانندگی وجود بازار در این منطقه و ازدحام جمعیتي شناور تا 200 هزار نفر را دو عامل در ایجاد ترافیک موتور سواران می دانند. این در حالی است که رییس پلیس راهنمایی و رانندگی اردبیل از اجرای طرح برخورد سختگیرانه با رانندگان متخلف موتور سیکلت از اوایل شهریور ماه سالجاری خبر می دهد. اين طرح وعده مي دهدكه قرار است از این پس شاهد جدیت بیشتری در برخورد با موتورسواران متخلف باشیم تا حضور آنها شهر را با بحرانی جدی روبرو نکند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 شهریور1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

كركره مغازه ها به سرعت پايين مي آيد. بسته شدن همزمان مغازه ها در حالي كه عقربه هاي ساعت هنوز به 8 شب نرسيده، حكايت از نزديكي زمان افطار دارد. اين رسمي است به قدمت تاريخ اسلام در اردبيل. هر چند كه افطاري خوردن به منزله پايان رسمي يك روز، روزه داري مي باشد؛ اما شب هاي ماه رمضان در اردبيل خود حكم روزي ديگر را دارد. به قول قديمي ها « شب هاي ماه رمضان در اردبيل نوع دوم ندارد» شايد اين نقل قول در دنياي امروزي چندان  مصداق عيني نداشته باشد،اما هنوز هم كه هنوز است، رمضان حال و هوايي خاص به اين شهر مي بخشد.

رسم و خاطره

آنچه كه در قياس شب هاي ماه رمضان اردبيل با چند دهه قبل تر به ژانري مشترك بدل مي شود، همان شب هايي است كه براي قديمي تر ها خاطره است و براي جوان ترها  هم خاطره مي شود.پدربزرگم مي گفت: گذر زماني از صرف افطاري كافي بود تا دوباره از خانه بيرون بياييم. البته اينبار نه براي كسب و كار. كمتر كسي مغازه اش را باز مي كرد. بيشتر دورهم نشيني بود و تناول اغذيه.هاشم؛ 26 ساله و اهل محله حسن آباد اردبيل، جواني است كه شب گردي در شب هاي رمضان را دوست دارد. او به ياد دارد كه از كودكي شب هاي ماه رمضان را به فاصله ساعتي پس از افطار همنشين مردمي مي شد كه تا نيمه هاي شب؛ روز بدون خورشيد اردبيل را شكل مي دادند.

از ميان گفت وگوهاي گذري و نصفه و نيمه مردم در ميان اتوبوس ها، تاکسي، صف نان و... درباره شب هاي ماه رمضان، نشاني از نوستالژي هاي  شب نشيني و خوش خوراكي را مي توان جست.

....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 شهریور1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

گر طبيانه بيايي به سر بالينم/ به دو عالم ندهم لذت بيماري را

اولين روز از شهريور ماه را روز پزشك مي نماند. آنچه كه متعاقب پيشنهاد يك پزشك اردبيلي اتفاق افتاد. سازمان نظام پزشكي كشور در سال 76 پيشنهاد تعيين روزي به نام «پزشك» را مطرح كرد كه  پيشنهاد دكتر جواد وهابزاده مورد تاييد سازمان نظام پزشكي قرار گرفت و سالروز تولد ابن سينا  به روز پزشك ايراني ييوند خورد. اين پيشنهاد چندان هم بي ارتباط  با روزهاي پرستار و داروز سازي نبود. هر دو، زاد روز كساني بودند كه  پيشگام و اسوه در آن باب بودند.  پيش تر از روز پزشك سالروز ميلاد زينب(س) به نام «پرستار» و زادروز ذكرياي زاري هم به نام «داروسازي» در تقويم ثبت شده بود.

پیشنهاد پزشك متخصص اعصاب و روان اردبيلي مورد استقبال سازمان نظام پزشكي كشور قرار گرفت؛ و متن پیشنهادی دکتر وهاب زاده در شماره 29 نشریه داخلی اين سازمان در فرودین ماه 1377 چاپ شد  و روز پزشک بر اساس این پیشنهاد به طور رسمي اعلام يافت.

...........................

پي نوشت: اين مطلب در شماره 362 آواي اردبيل چاپ شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 30 مرداد1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

قرار نبود روزنامه نگار شوم. اين را دست نوشته هاي كودكي و نوجواني ام روايت مي كنم و رشته اي كه دانشگاه خواندم. يك اتفاق بود، اتفاقي ساده. آنچه كه ماندگار شد. همين روزنامه نگاري هم شد شغل اول و آخرم.همان كه هر چه بيشتر با آن اشنا شدم، بيشتر گرفتارم كرد. تلخ و خطرناك است و زندگي را به باد مي دهد، اما هر چه باشد و هر قدر هم مصائب و ممارست داشته باشد، انسان را پايبندتر مي كند. آنچه كه مي دانم زندگي ام را تامين نمي كند، اما در اين حرفه مي مانم و در اين حرفه مي ميرم. آنچه كه يك روزنامه نگار گرفتار در روزمرگي را بر نمي تابد.حرفه اي كه فقط حرفه اي ها در آن شادمان هستند. درست بر خلاف  انگشت شمارهايي كه امروز مي خواهند خود را يكي از ما نشان دهند. دريغا كه نمي دانند كه به ريشه است.  نگاه غير حرفه اي به حرفه ام را بر نمي تابم. بخصوص از آنهايي كه ژست روزنامه نگار بودن را مي گيرند و هيچ از الفباي آن نمي دانند. شايد همين روزها همين افراد داعيه دار ما روزنامه چي ها هم شده اند. ولي در دريغ اين آمالند كه يكي آنها را به خاطر روزنامه نگارنما بودن هم بستايد.

يك روز سهم من از 365 روزي است كه فارغ از همه عناصر خبري من را در صدر اخبار مي نشاند. همين برايم كفايت مي كند. هيچ هم اهميتي ندارد كه در اين هم مثل همان 365 روز ديگر، طيفي خودماني از نگاه رنگين كماني را بر خود مي بينيم. اما مهم اين است كه يك روز همه باهم هستيم و همين بس كه ما خبرنگاريم و امروز در برگه تقويم نوشته 17 مرداد؛ روز خبرنگار.

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

تاريكي هنوز در خيابانهاي اردبيل حكمراني مي كند كه كركره اولين مغازه بالا مي رود. «كربلايي حسن»، ذكري مي خواند و دربي را كه روي شيشه هايش عكس كله گوسفند تك نمايي مي كند را مي گشايد.

كربلايي در حالي كه لباسش را عوض مي كند نيم نگاهي به ساعتش مي اندازد. ساعت تقريبا 5 صبح را نشان مي دهد. روپوش سفيد رنگش را مي پوشد و سراغ ديگ نسبتا بزرگي مي رود كه در آن از ديشب، سوپی از «کله، مغز و پاچه گوسفند» در حال طبغ است. با ملاغه بزرگي كه در دست دارد، آن را مي چشد. نسبتا راضي به نظر مي رسد. مي گويد: تقريبا  تا مشتري ها سربرسند آماده خوردن مي شود.  

«اصغر» شاگرد قوي هيكل كربلايي سرگرم پر كردن سبد هاي نان با بربري است. «كريم» ديگر شاگرد كربلايي به سبك اغلب كله پزي هاي اردبيل؛ منتظر است تا آب جوش بيايد و چايي را دم كند. كريم مي گويد: اغلب مشتري ها دوست دارند كه پس از سرو كله پاچه دو، سه استكان چاي نيز بخورند. هر چند كه كربلايي خودش با خوردن چايي بعد از كله پاچه  چندان موافق نيست. وي بر اين باور است كه چايي بعد از كله پاچه باعث عدم جذب  ويتامين هاي آن مي شود.

......

براي خوردن بقيه كله پاچه روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مرداد1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

اولين روزهاي زندگي دانشجويي، بدون حضور خانواده در شهري كه حتي اسم خيابان هاي آن را بلد نباشي، بسيار سخت است. روزهايي با ثانيه ها و دقايق نفس گير در اتاق هايي 9 متري؛ كه به دنبال جايي براي گريستن و خالي كردن دلتنگي ها هستي. مرارتي بر دوش دانشجويان شهرستاني كه بايد با محيط و امكانات نصفه و نيمه اي كه به هر چيزي جز خوابگاه شبيه است، روبرو شوند و شايد بدين خاطر باشد كه خوابگاهي ها مي گويند: «دانشجوي خوابگاهي درك متفاوتي مي خواهد» دركي متفاوت از دانشجويان بومي كه در كنار خانواده شان زندگي مي كنند.

......

متن كامل را در ادامه مطلب بخوانيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 تیر1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

 برابر برآوردهاي به عمل آمده بيش از پنج ميليون گردشگر سال گذشته وارد اردبيل شدند. مدت اقامت هر گردشگر در تابستان 88 به طور متوسط 3 روز بود. چيدمان اين دو جمله كنار هم حكايت از آن دارد كه از هر 14 ايراني  يك نفر، سفر به اردبيل را تجربه مي كند. اين در حالي است كه استاندار اردبيل معتقد است اين استان مي تواند ساليانه ظرفيت پذيرش بيش از 10 ميليون گردشگر را داشته باشد.

 به گفته منصور حقيقت پور؛ اگر در شرايط كنوني استان اردبيل ظرفيت پذيرش 5 ميليون گردشگر را دارد با «همه‌مكاني» و «همه‌زماني» كردن زمان سفر مي‌توان اين ظرفيت را به بيش از 10 ميليون گردشگر ارتقا بخشيد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 4 تیر1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

فصل گرما، هوا را داغ مي كند و بازار بستني و آبميوه  داغ تر. البته طرفداران بستني در اكثريت هستند و هر كدام بستني خاصي را مي پسندند. از بستنی‌های ماشینی در بسته‌بندی‌های مختلف گرفته تا بستنی‌های دستی و سنتی.

اما بستنی سنتی به‌ دلیل قدمت، طعم خوشایند و نوستالژي شيريني که برایمان دارد همچنان طرفداران خود را حفظ کرده است. این در حالی است که بسیاری از کارخانه‌های سازنده بستنی اقدام به تولید بستنی سنتی کرده‌اند که از نظر طعم با بستنی سنتی خودمان یا به قول قدیمی‌ها بستنی «ممتاز حاج داوود» تفاوت زیادی دارد. مردم معتقدند كه بستني سنتي همچنان «محبوب ترين بستني» در دنياست.

بستني ممتاز در محله عالي قاپو قرار دارد. هر چند كه محل فعلي مغازه  در حال حاضر به دليل تعريض حريم بقعه شيخ صفي الدين چند ده متري عقب رفته و  به كارگاه سابق منتقل شده است اما همچنان مشتري هاي خودش را دارد. «شعبان آرام» با اشاره به سابقه بيش از نيم قرن بستني ممتاز مي گويد: در اواخر دهه سی پدرم  این مغازه را به عنوان  بستنی سنتی تأسیس کرد. آن موقع چهار  نوع درجه بندی در مورد بستنی ها اعمال می شد. در دهه 40 کمیته ای در شورای اصناف اردبیل بود که کیفیت و قیمت بستنی ها را در 4 گروه درجه بندی می کرد و بستنی ها با نام ممتاز، درجه یک، درجه دو و درجه سه شناخته می شدند. که بستنی حاج داوود مرحوم با نام ممتاز شناخته می شد. ما هم اسم  مغازه را گذاشتیم بستنی ممتاز حاج داود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 خرداد1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

با گذشت يك ماه از برگزاري انتخابات سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي استان اردبيل، اعتراضات به نحوه برگزاري انتخابات نتيجه آنرا در هاله اي از ابهام قرار داده است. 

معترضان به نتيجه انتخابات معتقدند كه انتخابات بدون رسيدن به حدنصاب اعضاي سازمان برگزار شده است. سازمانی که این روزها  عملکرد آن از سوی کارشناسان، فعالان کشاورزی و حتی بهارستان نشینان مورد انتقاد قرار گرفته و بسیاری، علت اصلی عدم استقبال از انتخابات و بی انگیزه شدن بیش از  144 هزار عضو این سازمان در سراسر کشور را عملکرد نامطلوب مسئولان فعلی این تشکل بزرگ بخش خصوصی می‌دانند.

در همین حال تقریبا هر روز خبرهایی مبنی بر تقلب و ابطال انتخابات در مراکز برخی استان‌ها هم به گوش می‌رسد. انتخابات اين سازمان در استان اردبيل نيز از اين امر مستثني نيست. معترضان به «تخلف» در انتخابات معقتدند. هر چند كه موحديان عطار؛ رييس سازمان نظام مهندسي  كشاورزي و منابع طبيعي خبر تقلب در برخی حوزه‌ها را تکذیب كرده است؛ اما به نظر مي رسد «تخلف» در انتخابات اردبيل بنا به گفته هاي معترضان، امري قرين به واقعيت باشد. آنها مي گويند كه سومين دوره انتخابات سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي استان اردبيل در فضايي عادلانه برگزار نشده است.

عده اي از مهندسين عضو بر اين باورند در روز برگزاري انتخابات از بدو شروع انتخابات تا لحظه اتمام و شمارش آرا، تخلفاتي صورت گرفته كه قابل كتمان نيست. برخي از كانديداها نيز در ششم ارديبهشت ماه؛ در همان روز به صورت شفاهي و كتبي به شكل اجرايي انتخابات اعتراض كردند. هر چند كه اعتراضات تغييري را در شكل اجرايي به دنبال نداشت. اما موضوع به اينجا ختم نشد. 48 ساعت پس از انتخابات اكثر كانديداها به نحوه برگزاري انتخابات و تخلفات صورت گرفته معترض شدند.

 يكي از كانديداها با غير قانوني توصيف كردن شروع راي گيري قبل از رسيدن به حد نصاب لازم، گفت: زمان دقیق شروع و اتمام رای گیری اصلاً مشخص نبود به طوری که رای گیری تا حدود ساعت 4 بعد از ظهر ادامه داشت.

 وي كه مهندس ناظر طرح محوري گندم است؛ با اعتراض به نحوه تمديد كارتهاي عضويت در روز راي گيري مي گويد: تمدید کارت ها در حین برگزاری انتخابات انجام می شد كه حدود 90  عضو در آن روز كارت هايشان را تمديد كردند در حالي كه به تمدید کارت در آن روز اقدام کرده بوده اند که بیش از50 درصد آنها بیش از سه سال بود کارت خود را تمدید نکرده بودند و طبق قانون سازمان مهندسی عضويت آنها خود به خود ملغی گردیده و می بایستی آنها مجدداً تقاضاي عضويت مي كردند.

يكي ديگر از اعضاي اين سازمان به مفقود شدن 121 برچسپ تمديد كارت در مشگين شهر اشاره مي كند. وي همچنين مي گويد: برخي از كانديداها با پرداخت حق عضويت اعضا، به نوعي آراي آنها به سبب راي خودشان متمايل مي كردند.

 شهامت هدايت؛ عضو اين سازمان مي گويد: براي رسمیت انتخابات، حضور حد نصاب اعضا لازم است؛ در حالي كه در انتخابات اردبيل به نظر مي رسيد به حد نصاب نرسيده است.وي ادامه مي دهد: متاسفانه انتخابات در يك تشكل صنفي با اعضايي تحصيل كرده به سمتي هدايت شد كه در آن شايعه خريد و فروش آرا قوت گرفت. به نظر مي رسد  عده اي در تشكلي كه با هدف خدمت به جامعه كشاورزي و فارغ التحصيلان آن راه اندازي شده است؛ به دنبال هدفي سوء هستند.  وي همچنين با انتقاد از ديد طايفه اي در بين برخي از اعضاي اين سازمان از آن به عنوان آفتي بزرگ براي مجموعه نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي استان ياد كرد.

 يوسف عليزاده ؛ ديگر عضو اين سازمان مي گويد: در محل رای گیری طرفداران کاندیداها به دلیل تجمع رای دهندگان، در ظاهر برای نظم جلسه و در باطن به نفع کاندیدايي خاص تبلیغ می کردند.وي بر اين باوراست؛‌ اين كار در مغايرت با  آئين نامه اجرایی انتخابات سازمان نظام مهندسی است.

گفتني است در اين انتخابات هفت نفر به عنوان عضو اصلي انتخاب شدند كه پس از  گذشت يك ماه از انتخابات هنوز وضعيت منخبين و انتخابات در هاله اي از ابهام قرار دارد و از سوي سازمان مركزي اين انتخابات تاييد نشده است. از سويي ديگر سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي كشور بر وجود پاره اي از تخلفات در انتخابات صحه گذاشته است. بطوري كه منابع موثقي از جابجايي منتخبين در هيات مديره استان خبر مي دهند. به هر حال اعضاي سازمان بخصوص كانديداهاي اين دوره از انتخابات  از هيات نظارت انتظار دارند به  اعتراضات آنها مورد بررسي قرار گيرد.

پي نوشت: ۱-چند روز پس از اين مطلب انتخابات سازمان نظام مهندسي كشاورزي اردبيل باطل شد.

۲-مدیر سوزوکی سوار نیز برکنار شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 خرداد1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

وقتی سوابق رسول پورحسین را بررسی می کنیم به توان کاری بالای او پی می بریم. پورحسین قائم مقام مدیر مسوول هفته نامه حقیقت است؛ اما اين آخرين عنواني است كه در رزومه فعاليت هاي سياسي و اجتماعي اش نوشته است. .پور حسین که در سالهای 84 تا 86 ریاست مجمع ملی جوانان ایران را- در تنها دوره فعاليت آن- عهده دار بود در دوران دانشجویی اش ماهنامه سلام دانشجو را منتشر می کرد، نشریه ای با هشت عنوان برتر از جشنواره هاي نشريات دانشجويي و نشريه اي که پای اردبیل را به جشنواره های نشریات دانشجویی باز کرد. سلام دانشجو همان  ماهنامه اي است كه من سردبيرش بودم. يادش بخير.

وی در گفتگویی حضوری با پایگاه اطلاع رسانی چهارمین جشنواره مطبوعات وخبرگزاریهای شمالغرب کشور به تشریح نقاط ضعف و قوت نشریات محلی پرداخت.

............................

 پي نوشت 1: متن كامل را در ادامه مطلب بخوانيد

پي نوشت2: اين روزها آنقدر مشغول جشنواره مطبوعات شمالغرب كشور هستم كه يادم رفته بود وبلاگ نويسي هم مي كنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اردیبهشت1389ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

دستان اشتياق

از دريچه‌ها دراز خواهد شد
لبان فراموشي
به خنده باز خواهد شد

و بهار
در معبری از غريو
تا شهر خسته
پيش‌باز خواهد شد

سالي
آری
بي‌گاهان
نوروز
چنين
آغاز خواهد شد

پي نوشت: احمد شاملو

+ نوشته شده در  شنبه 29 اسفند1388ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

تداوم بدعت شهردار اردبيل براي اخلال در كار خبرنگاري توسط مديرعامل شركت آب و فاضلاب استان

آقازاده ضمن عصبانيت از سوال خبرنگار آوا؛

سوار«سوزوكي ويتارا» شدن عين ساده زيستي است

مجيد آقازاده؛ مدير عامل آب و فاضلاب استان اردبيل در يك نشست خبري در واکنش به پرسش خبرنگار آوای اردبیل، دستور داد تا واكمن وي را خاموش كنند. اين در حالي است كه به استناد قانون مطبوعات اين عمل، غير قانوني است. این اقدام وی با واکنش ديگر خبرنگاران حاضر در نشست روبه رو شد.

خبرنگار آواي اردبيل پرسش هايي را در خصوص وضعيت اين شركت و انتقادات مطرح شده در اين خصوص مطرح کرد که با واکنش جالب «آقازاده» مواجه شد.

واكمني كه خاموش كردند

 مجيد آقازاده در اين نشست پس از تبيين عملكرد مجموعه تحت امرش‌، به رسم مالوف "معمول"نشست هاي مطبوعاتي از خبرنگاران خواست كه پرسش هاي خود را در حوزه آب و فاضلاب مطرح كنند. وي در پاسخ به سوالات خبرنگار «آواي اردبيل» به جاي مرتفع كردن علائم سوال، ضمن آنكه پرسش هاي مطرح شده از سوي وي را در «مسيري هدايت شده» دانست، پاسخ هايي داد كه چندان مقبول و قانع كننده نشد. آقازاده به مسوول روابط عمومي خود دستور داد تا واكمن خبرنگار آواي اردبيل را بدون هماهنگي با وي خاموش و او را از ضبط پاسخ سوال هايي كه مطرح كرده بود، محروم كند، اين در حالي بود كه ساير خبرنگاران حاضر به اين رفتار اعتراض كردند.

اگر چه آقازاده در پاسخ به خريد دو دستگاه «سوزوكي ويتارا» توسط اين شركت در حالي كه استاندار وقت از خودروي «پيكان» استفاده مي كرد، خود را مقيد به اصول ساده زيستي دانست اما در عين حال«مشكلات جاده اي» و فراهم كردن امكاناتي در اين باب را در مغايرت با ساده زيستي ندانست. وي در پاسخ به پرسش ديگر در خصوص تسويه حساب با برخي شركت هاي طرف قرارداد كه به آب و فاضلاب بدهكار هستند، گفت: هيچ پيمانكاري را نمي توان يافت كه در زمان مديريت بنده با آنها تسويه حساب شود بدون اينكه به اسناد رسيدگي گردد. اين ادعاي وي در حالي است كه يك منبع آگاه در اين خصوص از تسويه حساب با  شركت هايي خبر داده است كه به شركت بدهكارند.

متن کامل گزارش را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اسفند1388ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

اردبيل در طي روزهاي نهم تا 12 ارديبشهت ميزبان روزنامه نگاران شمالغرب كشور مي شود.اين جشنواره كه در دو بخش مطبوعات و خبرگزاريها برگزار مي شود، تبادل تجارب، ارتقاي محتواي نشريات و تقويت روزنامه‌نگاري حرفه‌اي را در سر فصل  اهداف  خويش معرفي مي كند.

 عظيم ابراهيم پور؛ رييس جشنواره «سرمايه گذاري روي محتوا در نشريات محلي» را به عنوان هدف اصلي و محوري اين جشنواره عنوان مي كند و مي گويد: ارتقاي سطح توليدات مطبوعات محلي از طريق معرفي توانمنديها و ايجاد يك رقابت سالم و حرفه اي و بدور از گرايشها و سليقه ها را در كنار تقويت جايگاه مطبوعات در منطقه شمالغرب نمايي كلي از اهداف اين جشنواره را ترسيم مي كند.وي جشنواره را فرصتي براي تعامل  ميان روزنامه نگاران عنوان و بر لزوم بهره مندي حداكثري از  توانمندي هاي جامعه مطبوعاتي استان در اين راستا تاكيد كرد.

شرايط جشنواره

آثاري در  بخش مسابقه شركت داده مي‌شود كه در فاصله زماني اول فروردين ماه 1387 تا پايان اسفند ماه 1388 در يكي از نشريه‌هاي چهار استان آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، اردبيل و زنجان كه داراي مجوز انتشار و فعاليت هستند‌، به چاپ رسيده باشد‌.حبيب احمدي؛دبير جشنواره با بيان اين مطلب به تشريح روند ارسال آثار و صور اجرايي جشنواره مي پردزاد. به گفته وي  آثار ارسالي به طور مجزا در دو گروه « نشريه هاي محلي» و  سرپرستي هاي خبرگزاري هاي شمالغرب بررسي مي‌شوند‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 


«آشپزباشي» عنوان سريالي است كه دوشنبه شب ها  ساعت 22 روی آنتن شبکه یک سیما قرار مي گیرد.

اين مجموعه یک سریال رئال اجتماعی‌ است که به طنز موقعیت استوار و از فضایی شاد برخوردار است. این سریال هم‌چنین در زمره مجموعه‌های پرلوکیشن‌ و پربازیگر سیما قرار می‌گیرد.فيلم به اتفاقات زندگي اكبر و مينو؛ زن و شوهر آشپزي مي پردازد که در کار و زندگی شخصی بسیار موفقند. شروع كارشان از  يك رستوران زير پله اي بوده و  در مقطعي كه ثناريور در آن نگاشته شده است يك رستوران مدرن و مجلل در تهران دارند. اما همیشه چرخ گردان به یک طرف نمی‌چرخد، سوءتفاهمی همه‌چیز را به هم می‌ریزد. مهمان شدن مینو در برنامه خانواده شبکه اول باعث می‌شود تا نکاتی را ناخواسته بر زبان بیاورد که به مشاجره بين او  و اكبر مي انجامد و بقيه ماجرا كه به همين موضوع اختصاص دارد.همين چند سطر براي معرفي«آشپزباشي » و نگاشتن آنچه كه اصل موضوع است، كفايت  مي نمايد.

 هفته قبل در اثناي اختلافات اكبر و مينو  پاي يك خبرنگار  هم به مجموعه باز شد. نگارش قسمتي از فيلم كه مربوط به حضور خبرنگار و  رفتار وي به گونه اي بود كه مي توان از آن به  عنوان مصداق عيني توهين به خبرنگاران ياد كرد. سناريوي خبرنگار در اين سريال به گونه اي نگارش يافته بود  كه گويي تمام توان خود را براي توهين آشكار به جامعه خبرنگاران به كار گرفته است. دوشنبه گذشته  تصويري از يك خبرنگار  به روي آنتن رفت كه او را فردي فضول، فرصت طلب، سودجو، خبرساز، شرور  و كذاب نشان مي داد.چنين چيزي چه تعبيري  مي تواند داشته باشد جز توهين به شعور و درك جامعه از صداقت و تلاش خبرنگاراني است كه در صادقانه مي نويسند.

اما نبايد نويسنده و كارگردان  آشپزباشي را مقصران  تمام عيار در نگاه تحقير آميز به خبرنگاران دانست.  آنها طبق يك خصلت و متاثر از فضاي جامعه و تعبيري كه در بين عوام  از شنيدن نام يك خبرنگار در اذهان متبادر مي شود را به عنوان منبع  براي خود قرار دادند بدون اينكه كنكاشي در اصل موضوع و حرفه خبرنگاري داشته باشند. آنها از عوام شنيده اند كه خبرنگاري همان «فضولي» در اموراست و لاغير.  و  دريغ از انديشيدن در باب اصل موضوع و خواسته يا ناخواسته سناريويي را مي نگارند كه  مصداق عيني توهين به خبرنگاران باشد.

  البته گاها بعضي از همكاران نيزناخواسته حرف در دهان مردم مي گذارند.خبرگزاري دولتي برنا در گزارشي به مناسبت روز خبرنگار به ميان  شهروندان تهراني مي رود و از آنها درباره حرفه اش مي پرسد.ماحصل اين گزارش را ناشيانه در تيتري خلاصه مي كند كه«خبرنگاري در نظر مردم: خبرنگار، حلقه ارتباطي و البته فضول است» و مي نويسد:«خبرنگاري؛ فضولي و سرک کشيدن در زندگي خصوصي مردم»

البته مصداق و نمونه بومي اين چنين حركتهايي را نيز خود به كرات در اردبيل هم ديده ام . سخنگوي  شوراي شهر اردبيل بعضي از مطبوعات و خبرنگاران را به كذب نويسي محكوم مي كند و نوشته هايشان نه  ماحصل قلم آنها  بلكه خروجي و تحميل انديشه هاي افرادي بر مطبوعات مي داند كه به اصطلاح خبرنگار را  اجير خود كرده اند.ديگر عضو شورا هم در جايي خبرنگاران را به خبرسازي متهم مي كند و يكي از نمايندگان اردبيل در مجلس هشتم خبرنگاران را ملعبه سياستمدارن مي داند. يكي از مديران مياني اردبيل خبرنگاري را با تهديد و ارعاب از جلسه بيرون مي كند و شهردار اردبيل افتخار مي كند كه واكمن خبرنگاري را گرفته  و او را از جلسه بيرون كرده است.  مشابه آنچه كه ذكر شد ، كم نيست.

پس نبايد زياد آزرده خاطر شد كه عده اي از شهروندان خبرنگاران را «يك مشت فضول » تفسير مي كنند، چرا كه  ديده ها و يافته هاي آنها از خبرنگاري در همين حد بوده است و ما نيز در اين بين مقصر.چرا كه در معرفي حرفه  خود به جامعه تقريبا مي شود گفت كه هيچ نكرده ايم و باري خود «زن بابا» بوده ايم و براي ديگران «مادر».

حس کنجکاوي در بسياري موارد در ميان اقشار مردم و به خصوص افرادي که محافظه کارند با نام «فضولي»تعبير مي شود که عده اي به صراحت به اين لفظ اشاره مي کردند و عده اي ديگر با مستثني کردن خودشان حرف را به گردن ديگران مي اندازند.

بهترین تعبیرازخبرنگار را « چشم بیدارجامعه » می دانم . این رابه عنوان یک خبرنگارمی گویم .

 

+ نوشته شده در  شنبه 3 بهمن1388ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

چهار سال قبل وقتي حجت الاسلام والمسلمين محمد جواد حاج علي اكبري، متولي مديريت جوانان شد؛ پايان اقدامات سليقه‌اي و شتابزده و عدم نگاه رنگين كماني را به جوانان، مانيفيست و اصول اعتقادي مجموعه اي عنوان كرد كه به گفته وي در ادوار گذشته «متأسفانه فراوان شاهد افراط و تفريط در مورد مسائل جوانان و حتي خود جوانان بوده‌ است».

رييس وقت سازمان ملي جوانان مدعي شد كه، «استفاده‌ ابزاري از جوانان، دخالت سليقه‌هاي سطحي سياسي و رويه‌اي كه معمولاً كار سياست بازان حرفه‌اي است؛ خيانتي بزرگ به جوانان و كشور است».وي مدعي شد كه، «نوع ديدگاه‌ها در ساختار جديد همه طيف هاي جوانان را در بر خواهد گرفت و همه تجارب را بايد به ميدان خواهد آورد».

اما كارنامه علي اكبري در عمل به گونه اي متفاوت نگارش يافت. محدود كردن فعاليت هاي  جوانان در ساختار نهادهاي مدني و محدود كردن خدمات جوانان به حلقه تنگي به شعاع «خودي ها»، خيلي زود فضا را براي به ميدان آوردن مشاركت‌هاي جوانان در فرآيند توسعه بسته كرد و آنچه كه به عنوان «اصول اعتقادي» سازمان ملي جوانان بيان شده بود، در آرشيو رسانه ها بايگاني شد.

ديري نپاييد كه بسياري از تشكل هاي غير دولتي جوانان كه در دولت اصلاحات تشكيل شده بود، در برابر تاكتيك «استهلاك تدريجي»- نه تنها در سازمان ملي جوانان - به محاق رفتند و دامنه در حال گسترش فعاليت تشكل هاي غير دولتي جاي خود را به تشكل هايي با ماهيت و ساختار ايدئولوژيك تري داد كه اعضاي آن در حلقه خودي ها قرار مي گرفتند. متعاقب اتخاذ اين سياست نسبت به تشكل هاي غير دولتي، نهاد نوپاي مجمع ملي جوانان نيز قرباني نگاه رنگين كماني شد. علي اكبري در مورد مجمع ملي جوانان گفته بود كه، «حمايت سازمان و دولت از جوانان و مجمع ملى جوانان بى كرانه خواهد بود.»(1)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

«مطالب برخي از مطبوعات درباره  شورا كذب محض است.» اين جمله اي بود كه سخنگوي شوراي اسلامي شهر اردبيل در دومين نشست خبري خود با يكسويه توصيف كردن نقد هاي مطبوعات محلي در باب عملكرد اعضاي شورا گفت. وي در اين نشست چندين بار در اثناي تبيين عملکرد شورا، مطبوعات منتقد شورا را به عنوان خبرساز مورد عتاب قرار داد و متذكر شد: من به عنوان سخنگوي شورا معتقدم آنچه در برخي از مطبوعات به عنوان نقد شورا مطرح مي شود، نه از زبان حال شورا بلكه ديدگاه هاي شخص نگارنده در مورد شوراست.

وي از تحليل هاي مطبوعات محلي در مورد شورا با واژه « نادرست» تعبير کرد كه سعي در دامن زدن به مسايل بي اهميتي دارند که موجبات دلسردي را فراهم مي كند.به گفته شاكر؛ انتقادات بيجا از طرف بدخواهاني است كه مي خواهند برخي از اعضاي شورا را دلسرد كنند.

 بيان اين جملات و نوع موضع گيري سخنگوي جديد شورا چيزي است كه به سابقه آمار و ارقام در تاريخ تشكيل شوراي اسلامي شهر اردبيل سابقه نداشته است.وي همچنين چندين بار به تمجيد از مطبوعاتي پرداخت كه در انعكاس اخبار شوراي اسلامي شهر اردبيل «نگاه مثبت» دارند و از«منفي » نگاه كردن مي پرهيزند. به نظر مي رسد كه وي به دنبال  ترسيم خطوط قرمزي براي شورا در تعامل با مطبوعات است. وي ضمن تمجيد از  مطبوعاتي كه نگاهي مثبت دارند، خطاب به مطبوعات منتقد گفت: ما از نقدهاي مطبوعات و خبرنگاران استفاده مي‌كنيم اما سعي داريم از نقدهاي مخرب و ناسالم بدون هيچگونه پاسخي رد شويم.  

به نظر مي رسد كه وي تمايل دارد تا مطبوعات را به خبر سازي محكوم و به خودسانسوري  ترغيب كند. در حقيقت آنچه كه از سوي سخنگوي شورا در اين باب عنوان مي شود، نوعي فشار به مطبوعات محلي و مصداقي از هدايت به ريل خودسانسوري و سكوت آنها است. در اين حالت آنها بايد خود از نوشتن هر آنچه كه ممكن است به مذاق برخي ها خوش نيايد، بپرهيزند و آن را در آرشيو روزنامه بايگاني كنند. يعني گذاشتن چشم بند روی چشم جامعه و چشمي كه نتواند ببيند، به چه دردي مي خورد؟حالا با این وضعیت تصور کنید بايد چيزي را منتشر كرد که نه انتشارش به گوشه قبایی بربخورد و نه در تعارفات گیر کند. اینجاست که روزنامه نگار؛ روزنامه نویسی مي شود که تنها صفحات روزنامه را رنگی می کند. در اين حالت به كذب نوشتن هم  متهم نمي شود! چون به تعبير سخنگوي شورا؛ زوايه ديدي با «نگاه مثبت» دارد.

 پی نوشت: این مطلب در شماره ۳۵۱ هفته نامه آوای اردبیل چاپ شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

همايش بزرگداشت تاج الشعراي ادبيات مراثي كشور در 26 آبان ماه سالجاري به منظور بازشناسي آثار و شخصيت مرحوم عباسقلي يحيوي و تاثيرگذاري اشعار يحيوي در ادبيات مرثيه معاصر در اردبيل برگزار مي شود. به گزارش دبيرخانه همايش، گردآوري اشعار برگزيده عباسقلي يحيوي در يك ديوان به نام «ابدي حماسه لر»، تهيه و چاپ مجموعه آثار برگزيده همايش تحت عنوان«يادنامه»، تهيه فيلم «غارت» بر اساس اثری از مرحوم يحيوي به نام «غارت» و نصب تنديس مرحوم يحيوي در يكي از ميادين اردبيل به عنوان  سرفصل برنامه هاي اصلي  اين همايش است.

در تمامت ادبيات آذربايجان و شيعه، حادثه‌ كربلا موضوع انواع ادبي گوناگوني بوده است. از قرن دوم هجري به بعد اكثر آثار ادبي در حوزه ادبيات شيعي آذربايجان به نوعي متاثر از اين موضوع بوده اند. ظاهرا نخستين مجموعه مدون شعري، «شهدا نامه» نشاط اردبيلي است كه در زمان شاه تهماسب اول سروده شده است. ادبيات مرثيه در سده هاي بعدي نيز در «حديقه السعدا»ي فضولي، «سحاب الدّموع» نخجواني،«كنز المصائب» قمري و سروده هاي راجي تبريزي، دخيل مراغه اي، كريم صافي، ميرزا علي لعلي، دلريش، ذهني ، ذهني زاده، هندي و صحاف اوج مي گيرد و در سادگي و رواني نقل روايات و شرح حال اشخاص در سروده هاي تاج الشعرا به نهايت بلاغت و شيوايي خود مي رسد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت   توسط مهدی جهاندیده  | 

يك سال از روزي كه با مسعود خداحافظي كردم مي گذرد. يك روز تلخ. همه آمده  بودند. نقطه مشتركي به نام «غم مسعود » آنجا همه دلها را بهم نزديك مي كرد.با خودم فکر می کنم چرا بودن اش به سنگینی نبودنش نبود؟

  امروز يك سال از آخرين ديدارمان مي گذرد. روزهايي كه دلم براي مسعود  و يك روزنامه نگار محجوب تنگ مي شود. گاهي كه به نبودن اش فكر مي كنم بغض سنگيني تمام  وجودم را فرا مي گرد. مي گويند وقتی آدم بغضش میگیرد نمي تواند حرف بزند. اما امشب چيز ديگري هم فهميدم! با بغض حتي نمي شود تايپ هم كرد . امروز دلم بيش از هر روز ديگري براي مسعود تنگ شده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت   توسط مهدی جهاندیده  |